تبلیغات
وبلاگ هیت آپ - مطالب ابر اشعار شهریار
منوی اصلی
وبلاگ هیت آپ
علمی پزشکی اینترنت کامپیوتر دانلود تفریحی سرگرمی عکس
  • محمود راکرز شنبه 24 آبان 1393 10:36 ق.ظ نظرات ()


    اشعار شهریار


    یا رب مباد کز پا جانان من بیفتد

    درد و بلای او کاش بر جان من بیفتد


    اشعار شهریار


    من چون ز پا بیفتم درمان درد من اوست

    درد آن بود که از پا درمان من بیفتد


    اشعار شهریار


    یک عمر گریه کردم ای آسمان روا نیست

    دردانه ام ز چشم گریان من بیفتد


    اشعار شهریار


    ماهم به انتقام ظلمی که کرده با من

    ترسم به درد عشق و هجران من بیفتد


    اشعار شهریار


    از گوهر مرادم چشم امید بسته است

    این اشک نیست کاندر دامان من بیفتد


    اشعار شهریار


    من خود به سر ندارم دیگر هوای سامان

    گردون کجا به فکر سامان من بیفتد


    اشعار شهریار


    خواهد شد از ندامت دیوانه شهریارا

    گر آن پری به دستش دیوان من بیفتد

    اشعار شهریار

    اشعار شهریار

    آخرین ویرایش: شنبه 24 آبان 1393 10:38 ق.ظ
  • محمود راکرز سه شنبه 6 آبان 1393 03:02 ب.ظ نظرات ()


    اشعار شهریار


    یا رب مباد کز پا جانان من بیفتد

    درد و بلای او کاش بر جان من بیفتد


    اشعار شهریار


    من چون ز پا بیفتم درمان درد من اوست

    درد آن بود که از پا درمان من بیفتد


    اشعار شهریار


    یک عمر گریه کردم ای آسمان روا نیست

    دردانه ام ز چشم گریان من بیفتد


    اشعار شهریار


    ماهم به انتقام ظلمی که کرده با من

    ترسم به درد عشق و هجران من بیفتد


    اشعار شهریار


    از گوهر مرادم چشم امید بسته است

    این اشک نیست کاندر دامان من بیفتد


    اشعار شهریار


    من خود به سر ندارم دیگر هوای سامان

    گردون کجا به فکر سامان من بیفتد


    اشعار شهریار


    خواهد شد از ندامت دیوانه شهریارا

    گر آن پری به دستش دیوان من بیفتد

    اشعار شهریار

    اشعار شهریار

    آخرین ویرایش: سه شنبه 6 آبان 1393 03:04 ب.ظ
  • محمود راکرز چهارشنبه 9 مهر 1393 01:51 ب.ظ نظرات ()


    اشعار قشنگ شهریار


    گاهی گر از ملال محبت بخوانمت

    دوری چنان مکن که به شیون برانمت


    اشعار قشنگ شهریار


    چون آه من به راه کدورت مرو که اشک

    پیک شفاعتی است که از پی دوانمت


    اشعار قشنگ شهریار


    تو گوهر سرشکی و دردانه صفا

    مژگان فشانمت که به دامن نشانمت


    اشعار قشنگ شهریار


    سرو بلند من که به دادم نمی رسی

    دستم اگر رسد به خدا می رسانمت


    اشعار قشنگ شهریار


    پیوند جان جدا شدنی نیست ماه من

    تن نیستی که جان دهم و وارهانمت


    اشعار قشنگ شهریار


    ماتم سرای عشق به آتش چه می کشی

    فردا به خاک سوختگان می کشانمت


    اشعار قشنگ شهریار


    تو ترک آبخورد محبت نمی کنی

    اینقدر بی حقوق هم ای دل ندانمت


    اشعار قشنگ شهریار


    ای غنچه گلی که لب از خنده بسته ای

    بازآ که چون صبا به دمی بشکفانمت


    اشعار قشنگ شهریار


    یک شب به رغم صبح به زندان من بتاب

    تا من به رغم شمع سر و جان فشانمت


    اشعار قشنگ شهریار


    چوپان دشت عشقم و نای غزل به لب

    دارم غزال چشم سیه می چرانمت


    اشعار قشنگ شهریار


    لبخند کن معاوضه با جان شهریار

    تا من به شوق این دهم و آن ستانمت

    اشعار شهریار

    اشعار قشنگ شهریار

    آخرین ویرایش: چهارشنبه 9 مهر 1393 01:53 ب.ظ